و اگر در آنچه بر تو نازل كرده‌ايم ترديد دارى، از آنها كه كتابهای پيش از تو را مى‌خوانند سؤال كن... ﴿سوره يونس: آیۀ ٩٤﴾
+2 امتیاز
منظور از ذی القرنین ذو القرنین در قران چه کسی است ؟
در کلی و عمومی بوسیله ی

3 پاسخ

+3 امتیاز
 
بهترین پاسخ

با توجه به معنی کلمه ذی القرنین یعنی صاحب دو شاخ وبا توجه به فصل هشتم کتاب دانیال ، بنظر میرسد ”کوروش” گزینه مناسب تری باشد.

درکتاب دانیال فصل هشتم رویای دانیال به شکل زیر است:

۳پس چشمان خود را برافراشته، دیدم که ناگاه قوچی نزد نهر ایستاده بود که دو شاخ داشت و شاخهایش بلند بود و یکی از دیگری بلندتر و بلندترین آنها آخر برآمد.

وتعبیر این رویا توسط جبرییل نیز بصورت زیر بیان شده است:

۰امّا آن قوچ صاحب دو شاخ که آن را دیدی پادشاهان مادیان و فارسیان می‌باشد.

بوسیله ی
انتخاب شده بوسیله ی
بسیار جالب
+4 امتیاز

لسان وحی به عملکرد ها و رخدادها می پردازد و پرسش اصلی در قرآن "چه کاری" است نه چه کسی!  

با این مقدمه با استناد به آیات 83 تا 98 سوره کهف داریم:

1) ذی القرنین یکی از انبیاء الهی است چرا که گفتگوهای او در متن آیات با حاملان وحی صریحا مکتوب است (87 و 88 کهف). 

2) ذی القرنین از اسباب و امکانات متعددی بهره مند بوده است و مطابق آیات در شرق و غرب زمین سیر و سفر می نموده است. 

با تطبیق دو گزینه فوق با آیات قرآن و کتب من قبل بنظر می رسد که سلیمان بهترین کاندیدا برای وجه تسمیه ذی القرنین است. هر چند عملکردها و درسهایی که در آیات سوره کهف وجود دارد، از خود شخصیت ذی القرنین اهمیت بیشتری دارد. 

بوسیله ی
+5 امتیاز

کاندیدای دیگر برای تسمیه "ذی القرنین" و دو ویژگی بارزی که در بالا آمد، کوروش است که دلایل با استناد به آیات از این قرار است: 

یهوه به مسیح خویش یعنی به کورش که دست راست او را گرفتم تا به حضور وی امت‌ها را مغلوب سازم و کمرهای پادشاهان را بگشایم تا درها را به حضور وی مفتوح نمایم و دروازه‌ها دیگر بسته نشود چنین می‌گوید که «من پیش روی تو خواهم خرامید وجایهای ناهموار را هموار خواهم ساخت. ودرهای برنجین را شکسته، پشت بندهای آهنین راخواهم برید. و گنجهای ظلمت و خزاین مخفی را به تو خواهم بخشید تا بدانی که من یهوه که تو رابه اسمت خوانده‌ام خدای اسرائیل می‌باشم. به‌خاطر بنده خود یعقوب و برگزیده خویش اسرائیل، هنگامی که مرا نشناختی تو را به اسمت خواندم و ملقب ساختم. من یهوه هستم ودیگری نیست و غیر از من خدایی نی. من کمر تورا بستم هنگامی که مرا نشناختی. تا از مشرق آفتاب و مغرب آن بدانند که سوای من احدی نیست. من یهوه هستم و دیگری نی. پدیدآورنده نور و آفریننده ظلمت. صانع سلامتی وآفریننده بدی. من یهوه صانع همه این چیزها هستم. ای آسمانها از بالا ببارانید تا افلاک عدالت را فرو ریزد و زمین بشکافد تا نجات وعدالت نمو کنند و آنها را با هم برویاند زیرا که من یهوه این را آفریده‌ام. وای برکسی‌که با صانع خود چون سفالی با سفالهای زمین مخاصمه نماید. آیا کوزه به کوزه‌گر بگوید چه چیز راساختی؟ یا مصنوع تو درباره تو بگوید که اودست ندارد؟ وای بر کسی‌که به پدر خودگوید: چه چیز را تولید نمودی و به زن که چه زاییدی. خداوند که قدوس اسرائیل و صانع آن می‌باشد چنین می‌گوید: درباره امور آینده از من سوال نمایید و پسران مرا و اعمال دستهای مرابه من تفویض نمایید. من زمین را ساختم وانسان را بر آن آفریدم. دستهای من آسمانها راگسترانید و من تمامی لشکرهای آنها را امرفرمودم. من او (یعنی کوروش) را به عدالت برانگیختم و تمامی راههایش را راست خواهم ساخت. شهر مرا بناکرده، اسیرانم را آزاد خواهد نمود، اما نه برای قیمت و نه برای هدیه. یهوه صبایوت این رامی گوید.» (میقرا صحیفه اشعیاء فصل 45 آیات 1 الی 13)

دقت کنید که آیات فوق از صحیفه اشعیاء دست کم 300 سال قبل از تولد کوروش بر نبی (اشعیاء) نازل شده اند. 

و در سال اول کورش، پادشاه فارس، تا کلام خداوند به زبان ارمیا کامل شود، یهوه روح کورش، پادشاه فارس را برانگیخت تا درتمامی ممالک خود فرمانی نافذ کرد و آن را نیزمرقوم داشت و گفت: کورش، پادشاه فارس چنین می‌فرماید: یهوه خدای آسمانها، تمامی ممالک زمین را به من داده است و او مرا امر فرمود که خانه‌ای برای وی در اورشلیم که در یهودا است بنا نمایم. پس کیست از شما از تمامی قوم او؟ یهوه خدایش همراهش باشد و برود.» (صحیفه دوم تواریخ فصل 36 آیات 22 تا آخر)

 

بوسیله ی
...